تبلیغات
دانستنی ها - مسئولیت یک پزشک
دانستنی ها
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من

مسئولیت یک پزشک

پس از رسیدن یک تماس تلفنی برای یک عمل جراحی اورژانسی ، پزشک با عجله راهی بیمارستان شد ، او پس از اینکه جواب تلفن را داد ، بلافاصله لباسهایش را عوض کرد و مستقیم وارد بخش جراحی شد .

او پدر پسر را دید که در راهرو می رفت و می آمد و منتظر دکتر بود. به محض دیدن دکتر ، پدر داد زد : چرا اینقدر طول کشید تا بیایی ؟ مگر نمی دانی زندگی پسر من در خطر است ؟ مگر تو احساس مسئولیت نداری ؟

پزشک لبخندی زد و گفت : متأسفم ، من در بیمارستان نبودم و پس از دریافت تماس تلفنی ، هرچه سریعتر خودم را رساندم و اکنون ، امیدوارم شما آرام باشید تا من بتوانم کارم را انجام دهم .

پدر با عصبانیت گفت : آرام باشم ؟! اگر پسر خودت همین حالا توی همین اتاق بود آیا تو میتوانستی آرام بگیری ؟ اگر پسر خودت همین حالا می مرد چکار می کردی ؟

EXrozblog.comEX

پزشک دوباره لبخندی زد و پاسخ داد : من جوابی را که در کتاب مقدس انجیل گفته شده میگویم از خاک آمده ایم و به خاک باز می گردیم ، شفادهنده یکی از اسمهای خداوند است ، پزشک نمیتواند عمر را افزایش دهد ، برو و برای پسرت از خدا شفاعت بخواه ، ما بهترین کارمان را انجام می دهیم به لطف و منت خدا .

پدر زمزمه کرد : ( نصیحت کردن دیگران وقتی خودمان در شرایط آنان نیستیم آسان است )
عمل جراحی چند ساعت طول کشید و بعد پزشک از اتاق عمل با خوشحالی بیرون آمد خدا را شکر ! پسر شما نجات پیدا کرد و بدون اینکه منتظر جواب پدر شود ، با عجله و در حالیکه بیمارستان را ترک می کرد گفت : اگر شما سؤالی دارید ، از پرستار بپرسید . . .
پدر با دیدن پرستاری که چند لحظه پس از ترک پزشک دید گفت : چرا او اینقدر متکبر است ؟ نمی توانست چند دقیقه صبر کند تا من در مورد وضعیت پسرم ازش سوال کنم ؟

پرستار درحالیکه اشک از چشمانش جاری بود پاسخ داد : پسرش دیروز در یک حادثه ی رانندگی مرد ، وقتی ما با او برای عمل جراحی پسر تو تماس گرفتیم ، او در مراسم تدفین بود و اکنون که او جان پسر تو را نجات داد با عجله اینجا را ترک کرد تا مراسم خاکسپاری پسرش را به اتمام برساند .

هرگز کسی را قضاوت نکنید چون شما هرگز نمیدانید زندگی آنان چگونه است و چه بر آنان میگذرد یا آنان در چه شرایطی هستند .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
-
سه شنبه 24 مرداد 1396 09:22 ق.ظ
hi!,I like your writing so a lot! share we communicate more about your article on AOL?

I need a specialist on this area to unravel my problem.
Maybe that's you! Taking a look forward to see you.
دوشنبه 16 مرداد 1396 03:31 ق.ظ
Hey I know this is off topic but I was wondering
if you knew of any widgets I could add to my blog that automatically tweet
my newest twitter updates. I've been looking for a plug-in like this for quite some time and
was hoping maybe you would have some experience with something like this.
Please let me know if you run into anything. I truly
enjoy reading your blog and I look forward to
your new updates.
سه شنبه 29 فروردین 1396 11:08 ق.ظ
Thanks very interesting blog!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی